مزار معنی انگلیسی grave tomb واژههای انگلیسی با این معنی inshrine با حرمت نگاه داشتن، در مزار گذاشتن، در حکم مزار يا معبد بودن براي sepulcher (sepulchre) گور، قبر، مزار sepulchrally گور، قبر، مزار sepulchre گور، قبر، مزار gods acre گورستان، قبرستان، مزار ensepulchre گور، مقبره، قبر