دیکشنری فارسی

sepulchre

معنی فارسی

گور قبر مزار مقبره گورسنگي يا اجري

معنی کامل و مثال‌ها

/sep´ǝl kǝr/n., vt.

● (انگلیس) رجوع شود به: sepulcher

تعریف انگلیسی

noun
  1. a chamber that is used as a grave

مترادف‌ها

I. noun
Tomb, grave, ossuary, charnel house, burial vault, burial place, sepulture.
II. verb active
Bury, inter, entomb.

واژه‌های دیگر با معنی «گور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن