مسئولیت معنی انگلیسی accountability business care responsibility trust واژههای انگلیسی با این معنی responsibilities مسئوليت، عهده، عهده داري responsibility مسئوليت، عهده، عهده داري amenableness مسئوليت، پيروي responsibly با مسئوليت irresponsibility عدم مسئوليت، ازادي، فراغت implied trust مسئوليت فرضي، امانت فرضي، حالتي است که کسي به حکم مندرج در قانون constructive trust مسئوليت قهري، ضمان قهري، منظور مسئوليتي است که از حکم قانون ناشي burdened مسئوليت داشت، ضرفيت داشت، بار داشت law of tort مسئوليت مدني، قانون مسئوليت مدني primary interest مسئوليت اصلي، هدف توجه اصلي amenability احساس مسئوليت، تبعيت، جوابگويي. area of responsibility منطقه مسئوليت product liability مسئوليت محصول sector of responsibility منطقه مسئوليت onmy own responsibility به مسئوليت خودم collective guarantee مسئوليت دسته جمعي، مسئوليت تضامني limited company شرکت با مسئوليت محدود، شرکت سهامي limited liability company شرکت با مسئوليت محدود، شرکت سهامي limited partnership شرکت با مسئوليت محدود privity of contract مسئوليت طرفين قرارداد liability for damages مسئوليت در برابر خسارت unlimited company شرکت با مسئوليت نامحدود burden بار، مسئوليت، باربري burdensomeness بار، مسئوليت، باربري