مستحکم معنی انگلیسی firm sound solid stable staunch stout strong tenacious walled واژههای انگلیسی با این معنی hard beach ساحل مستحکم، قسمت مستحکم ساحل يا اسکله، اسکله روسازي شده strong point نقطه مستحکم، پايگاه دفاعي، سنگر مستحکم دفاعي fortifier مستحکم کننده . hard base سکوي پرتاب مستحکم، سکوي پرتاب موشک ضد ترکش اتمي hard missile base پايگاه مستحکم موشک، سکوي پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمي standfast موضع ثابت و مستحکم، وضع پايدار block house موضع مستحکم (حاوي سنگر توپخانه) crenelated داراي کنگره هاي کوچک، مستحکم. crenellated داراي کنگره هاي کوچک، مستحکم. crenelate داراي کنگره کردن، مستحکم کردن. crenellate داراي کنگره کردن، مستحکم کردن. castellation تهيه استحکامات تدافعي، سنگربندي کردن، مستحکم کردن pillbox آشيانه بتوني، سنگر بتوني، جعبه قرص sandbag کيسه ي شن، کيسه ي باريک که از شن پر ميکنند و مانند، چماق براي حمله بکارميبرند walled ديواردار، محصور، داراي برج و بارو