مشقت معنی انگلیسی adversity distress pinch travail واژههای انگلیسی با این معنی burdensome tax ماليات مشقت بار، ماليات مزاحم hardship سختي، مشقت، مصيبت swink کار کردن، زحمت کشيدن، مشقت tsoris فلاکت، بدبختي، مشقت Sisyphean وابسته به سيسيفوس، سيسيفوسي، بيهوده