مشمع
معنی انگلیسی
ciré
واژههای انگلیسی با این معنی
- oil cloth مشمع، پارچه مشمعي
- cerecloth مشمع، مشمع کفني
- groundsheet فرش مشمع، فرش رطوبت ناپذير.
- floor-cloth مشمع فرشي، کهنه زمين شويي
- linoleum مشمع فرشي، مشمع کف اطاق
- mustard plaster مشمع خردل
- mustard plster مشمع خردل
- wax cloth مشمع فرشي
- besmearing مشمع اندود، اندوداهک و ماسه و لويي، گچ
- plaster مشمع اندود، اندوداهک و ماسه و لويي، گچ
- oilcloth پارچه مشمع، پارچه برزنت.
- fly-blister مشمع ذراريح
- sticking plaster مشمع سريشمي
- bituminous felt مشمع قيراندود
- diachylon مشمع دياخليون
- floor cloth قسمي مشمع فرشي.
- linocut چاپي که بوسيله کليشه روي مشمع ايجاد، ميگردد.، عکس و غيره که بدينوسيله چاپ شود
- cerement پارچه موم اندود، مشمع
- sinapism ضمادخردل، مشمع خردل
- coracle يکجورکرجي که ازجگن يا بيد ساخته دورآنرا چرم، يا مشمع ميگيرند
- brattice سنگر موقت، ديواره يا لوله اي از چوب يا مشمع که براي، هوارساني احداث ميشود
- vesicant تاول آور، تاول زننده، مشمع دزاريح
- vesicatory تاول آور، تاول زننده، مشمع دزاريح
- epispastic تاول اور، مقرح، مشمع ياچيزديگري که تاول اورد