مشک
معنی انگلیسی
musk
واژههای انگلیسی با این معنی
- musk مشک، غاليه، بوي مشک
- leather-bottle مشک
- water skin مشک
- water-skin مشک
- desman مشک موش
- egyptian willow بيد مشک
- musk willow بيد مشک
- musk root ريشه مشک، گياه مشکين
- winebag مشک شراب، مشک
- bag of musk نافه مشک
- scuppernong انگور مشک، شراب، انگور مشک.
- muscatel انگور مشک، کشمش انگور مشک
- muscadine انگور مشک، باده آن
- scent gland نافه (مشک)
- scent-gland نافه (مشک)
- egyption willow water عرق بيد مشک
- beather bottle خيک، مشک
- civet زباد، مشک زباد، گربه زباد
- musk-deer آهوي ختا، آهوي مشک
- muskiness مشکبويي، مشک فامي
- abelmoschus (=abelmosk) حبالمشك، مشک دانه
- catkin آرايش نگيني يا تسمه اي، گل بيد مشک و مانند آن
- musk deer آهوي ختا، آهوي ختن، آهوي مشک
- galingale خولنجان، ريشه جوز، مشک زمين