مصاحب معنی انگلیسی accompaniment companion compeer friend mate واژههای انگلیسی با این معنی fere رفيق، مصاحب، همسر. companionate بهم پيوسته دراثر اتحاد واشتراک، مصاحب. cavalier سوار، جوانمردي که باخانمي مصاحب باشد، ساده accompanier همراهي کننده، همراه، مصاحب unaccompanied بدون همراه، تنها، بدون مصاحب comate ريشه اي، ريشه دار، مودار yokefellow يار، رفيق، هم تراز attendant همراه، ملازم، متعلق