accompanier معنی فارسی همراهي کننده همراه مصاحب واژههای دیگر با معنی «همراهي کننده» favourer همراهي کننده، ياري کننده، مساعدت کننده accompanist همساز، همنواز، دم گير funeral ايين جنازه، همراهي باجنازه، جنازه اي