مصرف کننده
معنی انگلیسی
consumer user
واژههای انگلیسی با این معنی
- consumer مصرف کننده، صرف کن
- consumer surplus نصيب مصرف کننده، مازاد مصرف کننده
- service cable کابل مصرف کننده
- consumer behaviour رفتار مصرف کننده
- consumer equilibrium تعادل مصرف کننده
- consumer preference رجحان مصرف کننده
- representative consumer مصرف کننده نمونه
- consumer credit اعتبار مصرف کننده، اعتبار براي خريد، کالاهاي مصرفي
- consumer choice انتخاب مصرف کننده
- consumer sovereignty حاکميت مصرف کننده
- consumer's choice انتخاب مصرف کننده
- rational consumer مصرف کننده عقلائي
- consumerism حمايت از مصرف کننده، مصرف گرايي، گسارگرايي
- consumer protection حمايت از مصرف کننده
- consumer psychology روانشناسي مصرف کننده
- consumer economics علم اقتصاد مصرف کننده
- consumer appeal تاثير محصول روي مصرف کننده
- recommended retail price قيمت توصيه شده براي مصرف کننده
- consumer's surplus يکنواختي قيمتها براي مصرف کننده
- consumer advertising تبليغات تجاري بمنظور جلب توجه مصرف کننده
- dominant user استفاده کننده عمده، يکان مصرف کننده عمده
- benzocaine ماده متبلورسفيدي که بعنوان داروي بيحس، کننده موضعي مصرف ميشود.، بفرمول C9H11NO2
- monometalic وابسته به يک فلز، مصرف کننده ي يک فلز واحد، تک فلزي
- freeware نرم افزار که بدون هزينه در اختيار، مصرف کننده قرار داده مي شود، برنامه رايگان