مضیقه معنی انگلیسی distress extremity hardship pinch shortage squeeze strait straitjacket واژههای انگلیسی با این معنی restricted محصور، در مضيقه . lurch عقب ماندگي زياد، گرفتاري، مضيقه straiten تنگ کردن، باريک کردن، در تنگي يا مضيقه گذاشتن straitenced circumstances تنگي، تنگدستي، بي نوايي stranglehold ضربت ياتماس خفه کننده .، محدوديت، تنگنا strait تنگه، بغاز، تنگي pressure فشار، زور، فشار