مطلع معنی انگلیسی au fait aware informed knowing knowledgeable prologue well-informed wise واژههای انگلیسی با این معنی au courant در جريان روز، مطلع، باخبر. informed اگاه باخبر، مطلع، مسبوق prologue درامد، سعر مقدماتي، مطلع شعر acquaint آشنا ساختن، آگاه کردن، مطلع کردن annunciate آگهي دادن، خبر دادن، مطلع کردن well informed بصير، بخوبي آگاه، با اطلاع