معالجه
معنی انگلیسی
cure therapy treatment
واژههای انگلیسی با این معنی
- medical treatment معالجه
- malpractice معالجه غلط، سهل انگاري در معالجه، کار غيرقانوني براي استفاده شخصي
- malpractitioner معالجه غلط، سهل انگاري در معالجه، کار غيرقانوني براي استفاده شخصي
- allopathy معالجه بضد، معالجه بيماري با اضداد ان
- electropathy معالجه برقي، مداواي الکتريکي
- electrotherapeutics معالجه برقي، مداواي الکتريکي
- edermical meducation معالجه جلدي
- psychopathy معالجه رواني، اختلا لا ت فکري ورواني، اختلا لا ت رواني.
- pretreatment معالجه قبلي.
- self treatment معالجه پيش خود، معالجه بدون کمک نسخه .
- emergency treatment معالجه اورژانس، معالجه اضطراري
- balneotherapy معالجه باشستشو
- mechanotherapy معالجه مکانيکي
- heliotherapy معالجه با افتاب، افتاب درمان
- radium-therapy معالجه باراديوم
- pretreat قبلا معالجه کردن، از قبل بحث کردن.
- definitive hospitalization سيستم معالجه قطعي، معالجه نهايي
- aerotherapeutics معالجه بوسيله هوا
- climatotherapy معالجه با اب وهوا
- rest cure معالجه با استراحت
- faradism معالجه باجريان برق، تحريک با الکتريک
- faradization معالجه باجريان برق، تحريک با الکتريک
- emergency medical tag کارت معالجه اورژانس، کارت مراجعه به اورژانس
- trichopathy معالجه ناخوشي هاي مو