معبد معنی انگلیسی sanctuary tabernacle temple واژههای انگلیسی با این معنی torii مدخل معبد، طاق مدخل معبد. propylon در بزرگ (معبد) jion صداي معبد (کاراته)، نام نوعي کاتا delphic ساکن معبد دلف يونان، غيب گو. teocalli معبد هرممانند سرخپوستان ازتک، تئوکالي capitol نام معبد ژوپيطر در روم باستان pythoness هريک از ساحره هاي معبد آپولو در دلفي، غيبگو، ساحره meeting house پرستش گاه، معبد، عبادتگاه sacrarium محراب، معبد، خلوتگاه shrine زيارتگاه، زاويه، معبد Temple هيکل، پرستشگاه، معبد lamasery دير لاماها، صومعه ي لاماهاي تبت، معبد لاماها inshrine با حرمت نگاه داشتن، در مزار گذاشتن، در حکم مزار يا معبد بودن براي Capitoline يکي از هفت تپه اي که شهر روم بر آنها بنا شده، است، تپه ي کاپيتولين