معتاد کردن معنی انگلیسی addict واژههای انگلیسی با این معنی inure or en عادت دادن، خودادن، اموخته کردن accustom خو گرفتن، خو دادن، آموخته کردن won (i.v &.vt) سکني کردن، معتاد شدن، مقيم شدن.(win of.p hype مخفف: hypodermic، معتاد، تحريک کردن