معترضه معنی انگلیسی parenthetical واژههای انگلیسی با این معنی interjectional معترضه، در يمان انداخته، صوتي parenthesis سخن معترضه، جمله معترضه، دوهلال parenthetically بطور معترضه parenthetic بطور معترضه . cadenza اهنگ معترضه اي که طي اهنگ يا اوازي، اورده شود، قطعه اواز يکنفري. interject در ميان اوردن، بطور معترضه گفتن، در ميان انداختن interjector در ميان اوردن، بطور معترضه گفتن، در ميان انداختن interposingly ازراه مداخله، مداخله کنان، بطور معترضه interlocution گفتگو، مکالمه، مذاکره interjection حرف ندا، صوت، اصوات parenthetical وابسته به دو کمانک، پرانتزي، کمانکي