معده
معنی انگلیسی
belly stomach
واژههای انگلیسی با این معنی
- ventriculus معده، گوارشگاه، سنگدان
- stomach معده، شکم
- stomachic معده اي، معدي، شکمي
- gastrolith سنگ معده، عين السرطان
- cramp of stomach درد معده
- gastrectomy معده بري
- gastroscope معده بين
- gastritis اماس معده، التهاب معده
- pyrosis سوزش معده
- saburra اخلاط معده، اخلاط روده
- cardia دهانه معده، فم معده
- polygastric چند معده اي، داراي چندين معده
- f.of the stomach ته ياقعر معده
- gastroderm جدار داخلي معده، درون پوست معده
- gastric ulcer (طب) زخم معده .
- gastro-enteritis اماس معده وروده
- gastroptosis پايين افتادن معده، سقوط معده
- gastroenteritis ورم معده و روده ها، آماس شکم، التهاب معده و روده ي باريک
- pneumogastric وابسته به شش و معده، ريوي معدي
- pneumogastric nerve پي با عصب شش و معده
- gastric fever تب معده اي ياروده اي، حماي معده، حصبه
- gastro-enteric وابسته به معده وروده، معدي امعائي
- rot gut (نوشابه) معده خراب کن
- gastrocolic وابسته به معده و قولون، وابسته به معده و روده ي بزرگ