معلق کردن معنی انگلیسی suspend واژههای انگلیسی با این معنی suspend معلق کردن، موقتابيکارکردن، مسکوت گذاشتن suspend from service معلق کردن از کار suspension of vouchers برگرداندن اسناد هزينه، معلق کردن اسناد sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي