معلول معنی انگلیسی amputee cripple invalid واژههای انگلیسی با این معنی due to معلول، به علت physically-handicapped معلول جسمي cause and effect علت و معلول effect and cause معلول و علت visually-handicapped معلول ديداري aurally-handicapped معلول شنيداري causal nexus رابطه ميان علت و معلول mentally handicapped معلول ذهني (عقب مانده ذهني) priori باب پي کردن بردن از علت به معلول، از راه قياس، قياسي dynamic relation روابط ميان جوهروعرض ياعلت و معلول dysgenic مضر براي صفات وخصوصيات ارثي، معلول. regressive برگشت کننده، از معلول بعلت رونده posteriori ازراه استقرار، با پي بردن از معلول بعلت، استقرائي rehabilitant نوتوان، بيمار يا معلول در حال نوتواني. metonymy ذکر جزواراده کل، ذکر ظرف بجاي مظروف، ذکر علت بجاي معلول aposteriori پسين، موخر بر تجربه، (من.) از معلول بعلت رسيده apriority استقرايي، مقدمتا.، کاربرد استدلال علت به معلول imperfective ناقص، ناتمام، معيوب