معمول (حد) معنی انگلیسی par واژههای انگلیسی با این معنی wear and tear ساييدگي پا، خراب شدگي درنتيجه استعمال عادي، خسارت حد معمول gangling (spindling، lanky) طولا ني و دراز، بلند تراز حد معمول. dry year خشک سال، سالي که ميزان بارندگي در آن، از حد معمول کمتر است wet year سال پر آب، سالي که ميزان بارندگي از حد، معمول ساليانه بيشتراست