مقابل
معنی انگلیسی
against converse inverse
واژههای انگلیسی با این معنی
- versus prep در مقابل، بر ضد
- versus در مقابل
- dead against درست مقابل
- thereagainst در مقابل آن، مخالف آن، در برابر آن
- alternative hypothesis فرضيه مقابل
- aboral نقطه مقابل دهان، دورترين نقطه از جهان
- boring stay قسمت ساکن مقابل، محل نشست
- opposit-stroke pistons پيستون مقابل گرد
- light-sensitive حساس در مقابل نور
- windproof مقاوم در مقابل باد، ضد باد.
- cash against documents پول در مقابل اسناد
- front wall ديوار مقابل اسکواش
- light resistance مقاومت در مقابل نور
- antienergistic مقاوم در مقابل انرژي، پادپويا
- flood protection حفاظت در مقابل طغيان
- wear resistance مقاومت در مقابل سايش
- documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
- torsional rigidity استحکام در مقابل پيچش
- blanket course لايه محافظ در مقابل رس، لايه پادرس، لايه ضد ميک
- antipodal واقع در طرف مقابل زمين
- drip-proof enclosure حفاظت در مقابل ريزش آب
- equity versus efficiency برابري در مقابل کارآئي
- release documents against واگذاري اسناد در مقابل
- backpedal عقب نشيني در مقابل حريف، عقب نشيني (بوکس)