مقابله کردن با معنی انگلیسی face front واژههای انگلیسی با این معنی oppose ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن oppositional ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن renitence ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن rencontre با خصومت روبرو شدن، مقابله کردن، مصاف. acounter مقابله کردن، روبرو شدن با دشمن