مقتضیات معنی انگلیسی circumstances requirement واژههای انگلیسی با این معنی p.r.n. بر طبق مقتضيات، مطابق شرايط. dynamic condition شرايط و مقتضيات پوياي اقتصادي، تغيير شرايط اقتصادي ناشي از تحول سليقه، تقاضا کنندگان و هزينه و مخارج توليد و functional shift تغيير يک کلمه يا عبارت برحسب مقتضيات، دستوري. adaptability قابليت توافق، قوه سازگاري (با مقتضيات)، قابليت توافق و سازش adaptableness قابليت توافق، قوه سازگاري (با مقتضيات)، سازش temporalize بدفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن، مطابق مقتضيات وقت عمل کردن temporize دفع الوقت کردن، وقت گذرانيدن، مطابق مقتضيات وقت عمل کردن trimmer آراينده، درست کننده، کسيکه روش خود را با مقتضيات سازش ميدهد adrift ول در روي آب، دستخوش طوفان، آواره accommodation تطبيق، جا، منزل