مقدار زیاد معنی انگلیسی arsenal bulk deal mass mint much quantity ruck volume world واژههای انگلیسی با این معنی eyeful مقدار زياد، زيبا.، نگاه سير jillion مقدار زياد . barrelful مقدار خيلي زياد. mort ماهي آزار سه ساله، مقدار زياد googol عدد يک با صد صفر در جلوي ان.، عدد بسيار بزرگ، مقدار زياد vastitude پهناوري، وسعت، عظمت lump کلوخه، تيکه، غلنبه lumpiness کلوخه، تيکه، غلنبه overdose داروي بيش از حد لزوم، دواي زياد خوردن.، مقدار بيش از حد دارو intensive cultivation زراعت عمقي، اضافه کردن مقدار توليد از طريق افزايش، عامل کار يا سرمايه بدون اينکه سطح زير carburizing flame شعله اکسي استيلن که مقدار استيلن در آن، زياد است