مقدم معنی انگلیسی ahead first forward head lead precedent preceding superior واژههای انگلیسی با این معنی preferent مقدم leading zero صفر مقدم preferent claims دعاوي مقدم forward command post پاسگاه مقدم، پست فرماندهي جلو advance observer ديدبان مقدم، ديدبان جلو front lines خط مقدم جبهه، خطوط مقدم، خطوط جلو جبهه forward air controller ناظر مقدم هوايي، افسر ناظر مقدم advanced landing field پايگاه فرود مقدم، پايگاه هوايي مقدم pre preference مقدم بر سهام مقدم advanced fleet anchorage لنگرگاه مقدم ناوگان privileged shares سهام ممتاز (يا مقدم) advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات، قسمت جلويي antedated cheque چک به تاريخ مقدم بر تاريخ واقعي صدور zero compression روندي که حافظه را از صفرهاي مقدم بدون، معني که در سمت چپ ارقام با بيشترين معني، قرار دارند پاک مي کند Petrine وابسته به پطروس مقدم و کارها و افکار او preeminent سرامد، مقدم، برتر context قرينه، مقدم، موخر proleptic پيش افتاده، مقدم preference shares سهام ممتاز، سهام مقدم preferred shares سهام ممتاز، سهام مقدم forward observer ديدبان جلو (توپخانه)، ديدبان مقدم apriori پيشين، مقدم بر تجربه advance base پايگاه جلو، پايگاه مقدم صحنه عمليات brown major براون بزرگتر، براون مقدم يا آنکه زودتر به آموزشگاه آمده است