مقرری معنی انگلیسی allowance dole entitlement salary stipend واژههای انگلیسی با این معنی prebendal مقرري کيشش، محل پرداخت موقوف يا عوايد کليسا، موقوفه کليسايي. yearly allowance مقرري ساليانه family allowances مقرري خانوادگي، کمک دولت به خانوارها contingent annuity پرداخت مقرري به علت اتفاق غير مترقبه stipend مواجب، حقوق، مقرري pay-roll صورت واجب بگيران، مواجب، مقرري deat benefit وظيفه يا پولي که کارفرما بعيال و اولاد کارگر، متوفي ميدهد، مقرري. entitlement حق، استحقاق، هده