مقیم کردن معنی انگلیسی domicile واژههای انگلیسی با این معنی settle نشاندن، قراردادن، جادادن Szent-Gyorgyl reaction واکنش چنت ژورژي، رنگ بنفش تيره اي که در اثر مخلوط، کردن محلول 1 درصد اسيد اسکوربيک با محلول سولفات won (i.v &.vt) سکني کردن، معتاد شدن، مقيم شدن.(win of.p