ممتحن معنی انگلیسی examiner observer tester واژههای انگلیسی با این معنی examinant ممتحن، امتحان کننده، بازپرس examinee ممتحن، امتحان کننده، بازپرس examinate ممتحن examiner ازمونگر، ممتحن، امتحان کننده . tripos سه پايه، امتحان حساب.، ممتحن که روي سه پايه مينشست و با moderator تاظر، رئيس، مدير