مملو از معنی انگلیسی fraught pregnant واژههای انگلیسی با این معنی load call وسيله اي مملو از سيال براي ايجاد نيروهاي، زياد با دقت زياد timbale خوراک مرغ و سبزيجات، سس سبزيدار، نان قيفي مملو از خوراک پخته aswarm پر از، مملو