ممیزی
معنی انگلیسی
audit
واژههای انگلیسی با این معنی
- audit departmant اداره مميزي، اداره حسابرسي
- auditorship مميزي (حسابداري)
- cadastral survey مميزي ونقشه برداري زمين
- cadastral مربوط به مميزي عوايد و ثبت اراضي واملاک، مربوط به املاک مزروعي
- censeur سانسور، مميزي، ممانعت قدرت حاکمه يک کشور از نشر عقايد
- survey بازديد، مميزي، براورد
- audit رسيدگي، بازرسي، مميزي
- verification رسيدگي، تحقيق، مميزي
- controllership نظارت، بازرسي، مميزي
- audit trail پيگيري، اثر رسيدگي، رد مميزي
- verified رسيدگي کردن (به)، درستي و نادرستي (چيزي را معلوم کردن)، مميزي کردن
- verifies رسيدگي کردن (به)، درستي و نادرستي (چيزي را معلوم کردن)، مميزي کردن
- verify رسيدگي کردن (به)، درستي و نادرستي (چيزي را معلوم کردن)، مميزي کردن
- cadastre مامور ثبت ومميزي املاک مزروعي وغير منقول، دفترمميزي وتقويم وثبت اراضي واملاک، ثبت يا صورت مميزي زمين
- controlment نظارت، اختيارداري، جلوگيري