دیکشنری فارسی

controlment

معنی فارسی

نظارت اختيارداري جلوگيري رسيدگي منع مميزي مقابله

واژه‌های دیگر با معنی «نظارت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن