دیکشنری فارسی

stewardship

UKstjuːədʃip US'stu:əd'ʃıp

معنی فارسی

نظارت مباشرت وکيل خرجي پيشکاري پيشخدمتي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the position of steward

واژه‌های دیگر با معنی «نظارت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن