منسوب
معنی انگلیسی
akin connected related
واژههای انگلیسی با این معنی
- dewey decimal classification (منسوب به <، ديوي > Dewey Melvil کتابدار امريکايي) طبقه، بندي و نمره گذاري کتب و نشريات کتابخانه با
- ammino منسوب به امونياک، مربوط به امونياک.
- astrophysical منسوب به فيزيک نجومي
- auctorial منسوب به نويسنده يا مولف.
- draconian منسوب به اقشزخ قانون گذاراتني در 126 پيش، ازميلاد، سخت
- draconic منسوب به اقشزخ قانون گذاراتني در 126 پيش، ازميلاد، سخت
- akin وابسته، منسوب، مانند
- affined پيوسته، منسوب، مربوط
- related وابسته، منسوب
- agnate خويشاوند پدري، منسوب ابوي، پدري
- relativization نسبت دادن، منسوب کردن
- adenoidal (طب) شبيه غده، منسوب به بافت غده اي و لنفاوي، غده مانند.
- germane وابسته، مربوط، منسوب
- accuses تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- accusing تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- denunciate تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- incriminator تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- amaranthine پژمرده نشدني، ارغواني، تاج خروسي
- adenoid غده اي، شبيه غده، دشبل مانند
- accuse تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از