مهاجم
معنی انگلیسی
aggressive assailant offensive invader offense
واژههای انگلیسی با این معنی
- invader مهاجم، تاخت و تاز کننده، دست اندازنده
- frontcourt man مهاجم
- breaking pass پاس به مهاجم
- illegal procedure خطاي تيم مهاجم
- close attack سه مهاجم (لاکراس)
- cough up لو رفتن توپ مهاجم
- dedger مهاجم گريزنده (لاکراس)
- horses بازيگران قوي تيم مهاجم
- cross buck حمله دو مهاجم بصورت متقاطع
- direct free kick مکث مهاجم براي فريفتن حريف
- double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
- have an angle بريدن مسير مهاجم بصورت اريب
- linemate مهاجم هم رديف در خط مهاجم ديگر
- loose forward مهاجم تک رو پشت خط تجمع (رگبي)
- third home بازيگر مهاجم (بازي لاکراس زنان)
- cutoff block سد کردن راه مدافع به وسيله مهاجم
- tight end مهاجم گوش مامور سد کردن و دريافت توپ، (فوتبال آمريکايي)
- backcourt foul خطاي شخصي (روي مهاجم که سبب دو پرتاب، آزاد ميگردد)
- pass cut روش گريختن مهاجم بي گوي از چند مدافع، (لاکراس)
- hip throw گرفتن کمر مهاجم و از جلو انداختن او از، روي کمر (جودو)، فن اوگوشي
- prop forward هرکدام ازدو مهاجم خط جلو درتجمع (رگبي)
- foot sweep پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن يقه و، استفاده از پا (جودو)، فن اوسوتو گاري
- necessary line خط ياري که تيم مهاجم بايد به فاصله چهار، تماس به آن برسد (فوتبال آمريکايي)
- weak safety جلوگيري درزمين مهاجم در جبهه او (فوتبال، آمريکايي)