مهجور معنی انگلیسی archaic dead obsolete واژههای انگلیسی با این معنی obsolete مهجور، متروک کهنه، غير معمول obolete process فرآيندهاي مهجور obsoletism بکار بردن واژه هاي کهنه يا مهجور، کهنگي lovelorn غمزده عشق، مهجور abandoned واگذارده، متروك، مهجور quitclaimed واگذارده، متروک، مهجور unconstrained واگذارده، متروک، مهجور ungoverned واگذارده، متروک، مهجور obs مخفف:، نا آشکار، مبهم