quitclaimed معنی فارسی واگذارده ، متروک ، مهجور ، فاسد ، تسليم هوي وهوس شده واژههای دیگر با معنی «واگذارده» unconstrained واگذارده، متروک، مهجور ungoverned واگذارده، متروک، مهجور derelict واگذارده، متروک، بي صاحب deserted واگذارده، متروک، ويران abandoned واگذارده، متروك، مهجور waif مال بي صاحب (دريا)، جانور ولگرد، آدم دربدر