مهمات
معنی انگلیسی
ammunition
واژههای انگلیسی با این معنی
- ammunition مهمات، تدارکات
- munition مهمات، تدارکات
- ammo مهمات.
- ammunition trains بنه مهمات
- ammunition chest جعبه مهمات، شانه فشنگ، قلاب نوار فشنگ
- piggy back کيسه مهمات، کيسه حمل بار، توپ محمول
- practice ammunition مهمات مشقي، مهمات مخصوص تمرين هدف
- armed ammunition مهمات مسلح، مهمات آماده انفجار
- ammunition carrier مهمات بيار، خودرو مهمات کش
- ammunition pit زاغه مهمات، چاله مهمات
- drill ammunition مهمات مشقي، گلوله مشقي
- service ammunition مهمات جنگي، مهمات رزمي
- ammunition lot نوبه مهمات
- fixed ammunition مهمات ثابت
- live ammunition مهمات جنگي
- munitions of war مهمات جنگي
- separate ammunition مهمات مجزا
- caisson صندوق مهمات، عرابه ارتش، پايه زيرابي
- ammunition depot انبار مهمات، محل تدارک مهمات، محل نگهداري مهمات
- ammunition handler متصدي مهمات، سرباز مهمات، متصدي جابجايي مهمات
- ammunition credit سهميه مهمات، سهميه مهمات ذخيره
- ammunition dump انبار مهمات، زاغه مهمات
- ammunition condition وضعيت مهمات
- inert ammunition مهمات بي اثر، مهمات مشقي، مهمات خنثي يا بدون خرج تخريب