مهمل معنی انگلیسی baloney bromide bromidic hogwash idle nonsense pap rubbishy trashy واژههای انگلیسی با این معنی trashy مهمل، بيهوده، چرند havers مهمل، بيهوده، چرند paradoxical مهمل نما، مخالف عقايد عمومي، متناقص idiolalia مهمل گويي absurdities test آزمون مهمل يابي paradox گفته مهمل نماکه توان بود درست باشد، گفته متناقص، چرند paradoxist کسيکه سخن هاي مهمل نمايا امتناقص مي پردازد، لغزساز rubbishing پراز آشغال يا کثا فت، مهمل، چرند loutish بيدست و پا، مهمل، روستايي وش rubbishy پرآشغال يا کثافت، مهمل، چرند do nothing بيکاره، مهمل، تنبل. nonsensical بي معني، مهمل، چرند fiddle faddle مزخرف، مهمل. nerts مزخرف، مهمل. twaddler چرند گو، مهمل گو، چرند نويس. blatherer چرندگو، مهمل گو، رازگو trumperies خرده ريز، سخن مهمل، زرق و برق دار trumpery خرده ريز، سخن مهمل، زرق و برق دار scowler ادم ترشرو، ادم مهمل. hogwash گنداب اشپزخانه، چيز بي معني وبيمزه .، مهمل ridiculously بطور خنده آور، بطور مضحک يامسخره آميز، بطور مهمل preposterously بطور نا معقول، بطور غير طبيعي، بطور مهمل priceless بي قيمت، بسيار گران بها، خيلي عجيب يا مهمل preposterous نا معقول، مخالف طبيعت، غير طبيعي