مواجب معنی انگلیسی salary واژههای انگلیسی با این معنی stipend مواجب، حقوق، مقرري salaries مواجب، حقوق، راستاد salary مواجب، حقوق، راستاد monthly salary مواجب ماهيانه، ماهانه regular salary مواجب رسمي يامقر ر pay-roll صورت واجب بگيران، مواجب، مقرري emolument درامد، مواجب، مداخل stipendiary حقوق بگير، مواجب خور، موظف salaried حقوق بگير، مواجب خور full pay حقوق تمام، مواجب تمام pay roll فهرست پول بگيران، صورت مواجب بگيران يا مزدوران، مواجب مقر ري annuitant حقوق بگير، وظيفه خور، مواجب بگير unpaid پرداخت نشده، نپرداخته، تاديه نشده evangelist انجيل نويس، صاحب انجيل، مژده رسان evangelistically انجيل نويس، صاحب انجيل، مژده رسان