موازی کردن معنی انگلیسی parallel واژههای انگلیسی با این معنی infinity method روش موازي کردن دو خط تار موي دوربين، تنظيم دوربين در بينهايت prallelize برابر کردن، تشبيه کردن، موازي کردن parallelize برابر کردن، تشبيه کردن، جفت کردن collimate موازي قراردادن، ميزان کردن، تعديل کردن