موافق با معنی انگلیسی with واژههای انگلیسی با این معنی naturalistic موافق با اصول طبيعي، مبني بر طبيعت بازي، وابسته به تاريخ علوم طبيعي nonconformist کسيکه با کليساي رسمي موافق نيست recusant (کسي) که با کليساي رسمي انگليس موافق نيست logical منطقي، موافق با منطق، حسابي rationalize موافق دلائل عقلي تعبيرکردن، با استدلال عقلي تفسير کردن modish متداول، مرسوم، مطابق با رسم معمول