موج سوار معنی انگلیسی surfer واژههای انگلیسی با این معنی board-surfer موج سوار skim boarder موج سوار washine موج سوار زن surfboat قايق موج سوار bodysurfer موج سوار بدون تخته flatlander موج سوار کم استعداد mat surfer موج سوار صفحه پلاستيکي pass under رد شدن از جلو موج سوار ديگر locked-in ناتواني موج سوار در خروج از موج three-sisty چرخش کامل 360 درجه بدن موج سوار hang five سوار تخته موج شدن با وزن بدن در جلو get the axe ناپديد شدن موج سوار زير آب با شکستن موج left slide حرکت موج سوار روي موج بسمت چپ روبرو ساحل surfer's knot ورم يا برجستگي زير زانو يا بالاي پاي، موج سوار go-behind به پشت حريف رفتن (کشتي)، رد شدن يک موج سوار از نفر ديگر