موجودات
معنی انگلیسی
creation flesh life
واژههای انگلیسی با این معنی
- beings موجودات
- living organisms موجودات زنده
- aerobic organisms موجودات هوازي
- axenic فاقد موجودات ريز
- benthos موجودات دريايي آبزي
- allometry اندازه گيري رشد موجودات.
- ontological وابسته بعلم هستي يا موجودات
- pneumatology علو نظري درباره موجودات روحاني، مبحث روخ القدس، روان شناسي
- cultivar موجودات ذره بيني خاکهاي زراعتي.
- karyotype مجموعه خصوصيات کروموزمي موجودات.، هسته مون کردن، هسته مونه بندي کردن
- ecologic علم عادات وطرز زندگي موجودات الي ونسبت، انهابهمحيط
- ecology علم عادات وطرز زندگي موجودات الي ونسبت، انهابهمحيط
- karyosystematice بخشي از رده بندي موجودات که روابط طبيعي، انهارابوسيله مطالعه خصوصيات سلولي، موجودات مورد مطالعه قرارميدهد.
- pharmacodynamics مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده .
- oecology علم عادات طرز زندگي موجودات آلي و نسبت آنهابا، محيط
- anthropopathism اعتقاد به وجود روح انساني در اشياء و، موجودات.
- live box جعبه يا قلمي که در اب اويزان ميکنند تا، موجودات ابزي را زنده نگاهدارند.
- biogenetic زيست زادي، مربوط بمنشاء پيدايش موجودات زنده .
- ontology هستي شناسي، علم هستي، علم موجودات
- controlled environment محيطي که در آن کميتهايي از قبيل دما فشار، ترکيباتمسفري تابشهاي يونيزه کننده و ميزان، رطوبت در مقادير مناسب براي موجودات زنده
- unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان
- cell زندان تکي، سلول، پيل
- Bact. = Bacterium، باکتري، موجود ريز بيني بدون اسپور يا ميکرب غير