مورد قبول معنی انگلیسی agreed acceptable classical received standard taken واژههای انگلیسی با این معنی persona grata شخص مورد قبول، عنصر مطلوب availabe time زمان مورد قبول aknowledge character کاراکتر مورد قبول adopted types انواع تجهيزات مورد قبول، انواع تجهيزات قبول شده current standard cost هزينه استاندارد و مورد قبول، مقياس سنجش قيمت کالاي توليدي يا مواد، اوليه با قيمت پايه است received پذيرفته، مورد قبول، معيار taken اسم مفعول: take، مورد قبول، مورد تحسين customs of war آداب عرفي جنگ، آداب مربوط به جنگ که بدون آنکه قدرت، قانوني داشته باشد مورد قبول دولتهاست confession and avoidance اقرار مقيد، به اين معني که مقر، مورد ادعا يا nuncupative will وصيت شفاهي، وصيتي که ابتدا در حضور عده اي از شهود، اعلام و متعاقبا" نوشته مي شود