موزه معنی انگلیسی boot museum واژههای انگلیسی با این معنی museum موزه، شگفت خانه، نادره خانه computer museum موزه کامپيوتري moma مخفف: موزه ي هنرهاي نوين mus مخفف:، موزه، موسيقي curator کتابدار، موزه دار، نگهبان I.A.M.M. = International Association of Medical Museums، مجمع بين المللي موزه هاي طبي galleried راهرو دار، داراي سرسرا، داراي اطاق نقاشي galleries راهرو، سرسرا، ايوان بالاخانه gallery راهرو، سرسرا، ايوان بالاخانه