دیکشنری فارسی

gallery

UKgæləriː US'gælərı

معنی فارسی

راهرو سرسرا ايوان بالاخانه توده عوام اطاق موزه عکاسخانه

معنی کامل و مثال‌ها

/gal´ǝr ē;gal´rē/n., pl.

گالری، گذرگاه سر پوشیده (که سقف آن بر چندین ستون سوار است)، راهرو، دهلیز، هشتی، سرسرا

بالکن دراز و باریک (در جنوب ایالات متحده) ایوان، بالاخانه

(در تماشاخانه و کلیساهایی که چند ردیف بالکن دارند) بالکن فوقانی (که بلیط‌های آن ارزانتر است)، ارزانترین صندلی‌های تماشاخانه، لژ فوقانی، تماشاچیان این قسمت تماشاخانه (که مظهر سلیقه‌ی عوام تلقی می شوند)، تماشاچیان، حضار

اتاق باریک و دراز، سالن، (در موزه‌ها و غیره) سالنی که در آن اشیا به نمایش گذاشته می‌شوند

(محل نمایش و خرید و فروش اشیای هنری) گالری هنری، نمایشگاه هنرهای زیبا، نگارخانه

(در مورد آثار هنری) مجموعه، گروهه

(عکاسی) استودیو، (هنر) کارگاه

سالن تمرین تیراندازی

(معدن) نقب، تونل

حفره (حفاری شده توسط حیوانات)

دیواره (چوبی یا فلزی) در لبه‌ی میز یا طاقچه

دارای بالکن کردن

* play to the gallery

خودشیرینی کردن، بازی درآوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. spectators at a golf or tennis match
  2. a porch along the outside of a building (sometimes partly enclosed)
  3. a room or series of rooms where works of art are exhibited
  4. a long usually narrow room used for some specific purpose “shooting gallery”
  5. a covered corridor (especially one extending along the wall of a building and supported with arches or columns)
  6. narrow recessed balcony area along an upper floor on the interior of a building; usually marked by a colonnade
  7. a horizontal (or nearly horizontal) passageway in a mine “they dug a drift parallel with the vein”

مترادف‌ها

noun
1. Corridor, passage.
2. Hanging platform, balcony.
3. Art collection, art museum, art gallery.

واژه‌های دیگر با معنی «راهرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن