دیکشنری فارسی

vestibule

UKvestibjuːl

معنی فارسی

راهرو دالان سر پوشيده هشتي کفش کن ايوان دهليز

معنی کامل و مثال‌ها

/ves´tǝ byōōl´/n.

دالان، سرسرا، دهلیز، هشتی، راهرو، رواق، کفش‌کن

رجوع شود به: lobby

راهرو سرپوشیده میان دو واگن مسافربر

(کالبدشناسی - جانورشناسی) دهلیز، دهلیزه

the vestibule of the inner ear

دهلیز گوش داخلی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large entrance or reception room or area
  2. any of various bodily cavities leading to another cavity (as of the ear or vagina)

مترادف‌ها

noun
1. Porch, entrance way.
2. Hall, lobby, ante room, passage.

واژه‌های دیگر با معنی «راهرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن