دیکشنری فارسی

doorway

US'dɔ:'weı

معنی فارسی

راهرو جاي در درگاه .

معنی کامل و مثال‌ها

/-wā´/n.

درگاه، سرسرا

don't block the doorway!

راه دخول را سد نکنید!

هر وسیله‌ی دستیابی

they consider independence and freedom as the doorway to international peace

آنان استقلال و آزادی را راه وصول به صلح جهانی می‌دانند.

واژه‌های دیگر با معنی «راهرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن