موسمی معنی انگلیسی seasonable seasonal واژههای انگلیسی با این معنی seasonal موسمي، فصلي antimonsoon مخالف بادهاي موسمي بارانزا monsoon باد موسمي در جنوب آسيا و اقيانوس هند، موسم بارندگي، باد موسمي transhumance چرگشت، حرکت موسمي چهارپايان. visitational (visitation) سرکشي، عيادت، ديدار nisus تقلا، اراده، تمايل