دیکشنری فارسی

visitational

معنی فارسی

(visitation) سرکشي عيادت ديدار مهاجرت موسمي.

واژه‌های دیگر با معنی «(visitation) سرکشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن